کاربردهای شگفت انگیز انرژی هسته ای!
چند روز پیش سوار تاکسی شدم . در بین راه آقای راننده خواست مسافر سوار کند از پشت سر پسر جوان پژو سواری دستش را گذاشته بود روی بوق و اعصاب راننده را خورد کرد. آقای راننده با آرامش سرعت ماشین را کم کرد و وقتی جوان به وی رسید گفت: 1400 سال عقبی اینم روش این همه عجله برای چیه؟ می خوای بری خونه بشینی پای تلویزیون تخمه بشکنی و جومونگ ببینی دیگه!کار مهمتر از این که نداری... و سرعتش را زیاد کرد و رفت.
بعد رو کرد به مرد کنار دستی اش و گفت: این ملت مگه کار مهمتر از این هم دارند بزرگترین هنرشون اینه که بشینن «برره» ببینن. اونوقت نمی دونن که همین آقای مدیری یکی از شازده های همین نظامه کلی پول می گیره که سر مردم با همین چیزای مسخره گرم کنه که نرن سراغ مطالعه و فکر!
این مردم و خیلی راحت میشه گول زد چون ازهیچ چی سر در نمیارن چند روز پیش تو یک جمعی بودم که یکی از آقایون امام جمعه هم اونجا بود و می گفت: چرا ما انرژی هسته ای نداشته باشیم مگه بده که زمستونا بریزیم تو جیب بچه مدرسه ایا مون تا دستاشون گرم بشه؟!!
اینجا که رسید همه خندیدیم من کنجکاو شدم بدونم این داستان تا چه حد واقعیه پرسیدم : واقعاً؟ امام جمعه کجا بود؟کجا این حرف و زد؟
راننده: شما فکر کن رییس شورای شهر بورکینافاسو.
بعد هم خندید یعنی نمی خواست جواب بدهد.
راننده: خانم این که چیزی نیست خیلی از این زنها هم فکر می کنند اگه انرژی هسته ای داشته باشیم می تونن با اشعه اش خودشون و جوون کنند و چین و چروک صورتاشون و باز کنند.!
به مقصد که رسیدم با خودم فکر میکردم این چیزایی که آقای راننده گقت راسته؟ اما واقعاً دلم می خواست راست نباشه.





